مشاوره تلفنی

امروزه به دلیل حجم کاری و همچنین کمبود وقت بسیاری از خانواده هایی که با مشکلاتی در زندگی خود مواجه هستند حتی زمان فکر کردن به مشکل خود را نداشته و به همین دلیل آن را به حال خود گذاشته و بدون رسیدگی رها می کنند. همین مشکلات کوچک بر روی هم انباشته شده و در نهایت ضربه مهلکی را به پیکره خانواده وارد می کند.باید خاطر نشان کرد که بزرگترین هدف در زندگی باید رسیدن به آرامش خانواده و حفظ کانون گرم آن باشد. بنابراین همواره خانواده باید در اولویت اول قرار بگیرد. مشاوره تلفنی و مشاوره خانواده در جوامع پیشرفته به عنوان یک امر مهم تلقی شده و از جایگاه بالایی برخوردار است. حال این مشاوره خانواده می تواند به منظور مشاوره ازدواج بوده و یا به منظور مشاوره برای حل مشکلات درون خانوادگی. حال همانطور که گفتیم با توجه به زندگی ماشینی امروز و اینکه وقت به عنوان دارایی نایاب محسوب می شود و با توجه به اهمیتی که خانواده و در راستای آن مشاوره خانواده دارد، مرکز مشاوره خانواده اقدام به راه اندازی بخشی با نام مشاوره خانواده تلفنی کرده است. این مرکز با راه اندازی این بخش پاسخ گوی مشکلات و سوالات شما بوده و شما می توانید سوالات خود را به صورت تلفنی با کارشناسان ما در میان گذاشته و به صورت غیر حضوری مشاوره بگیرید. این بخش همچنین مشاوره ازدواج تلفنی را نیز راه اندازی کرده است.

اما مشاوره تلفنی چه فوایدی دارد؟!

کسانی که از مشاوره تلفنی خانواده بهره می برند.با صرف کمترین هزینه و از همه مهمتر با صرفه جویی و ذخیره زمان، می توانند به خانواده به عنوان اصل و رکن زندگی اهمیت داده و مشکلات خود را در این زمینه با مشاوران ما در میان گذاشته و آن را حل کنند. مرکز مشاوره خانواده با استفاده از برترین مشاوران و کارشناسان در امر خانواده و با بهره گیری از این نیرو در بخش مشاور تلفنی خود آماده پاسخ گویی به مشکلات شما خواهد بود.

همچنین بسیاری از خانواده ها بنا به دلایلی از رجوع به مراکز مشاوره امتناع کرده و یا نمی توانند به این مراکز رفته و مشکلات خود را در میان بگذارند. این افراد می توانند از بخش مشاور تلفنی مرکز مشاوره خانواده استفاده کرده و به راحتی با کارشناسان ما همکلام شوند. در هر صورت و به هر نحوی مرکز مشاوره خانواده در راستای ارتقاء فرهنگ مشاوره آماده پاسخگویی می باشد.

 
دی ۲۷, ۱۳۹۵ در ۹:۲۵ بعد از ظهر
فاطمه میگوید:

باسلام ده ساله ازدواج کردم رفتم خونه خودم سی ویک سال سن دارم اعتمادپایه زندگی من بود شوهرم ازحسن نیت من سواستفاده کردواولش فهمیدم که اعتیادداره والان چندروزه پی به خیانتش بردم همه میگن صبرکن هیچ پشتوانه مالی هم ندارم ولی خیلی دلشکسته شدم نمیدونم چیکارکنم دیگه اعتمادم به کلی ازبین رفته واون ارامش قبلا راندارم لطفا راهنمایی کنید
پاسخ

دی ۲۹, ۱۳۹۵ در ۱۲:۱۵ قبل از ظهر
مشاور میگوید:

با سلام
آیا ایشون علاقه ای به شما و زندگی ندارند .در این مواقع به جای یاس و ناامیدی و یا کنار کشیدن از زندگی بهتر است دنبال چیزی در زندگی باشید که برای هر دو نفر اهمیت دارد و همان مساله باعث تغیر رفتار طرف مقابل می شود .اعتیاد ایشون رو میشه به چشم بیمار ینگاه کرد و درصدد درمان باشید و بحث خیانت هم به ارتباطات متقابل دو طرف برمی گردد .اگر روانشناسی در شما هیچ مساله ارتباطی نبیند و تشخیص داشتن اختلال در همسر شما رابدهد می توانید به خاطر رفتارهای خارج از عرف او را تحت درمان قرار دهید .به طور کل اگر هنوز به زندگی با این فرد پایبند هستید نه به خاطر تنهایی و نداشتن پشتوانه بلکه به دلیل علاقه بهتر است منطقی به قضایا نگاه کنیدو برای مرتفع کردن مسائل تلاش کنید
موفق باشید
پاسخ

دی ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۲:۲۰ قبل از ظهر
س میگوید:

سلام من دختری. ۳۰ هستم که متاهلم ولی دوران بچگی سختی گزراندم به من سه بار تجاوز شده که اولین بارشو خوانودم فهمیدن و کلی تحقیر فوش اینا دادان اینا همه تو ۱۴ ۱۵ سالگی اتفاق افتاد تا ۲۵ من از موقع که همش تو خودم بودم دوست داستم تنها باشم و یه مادت روی اوردم به الکل. چون باعث ارامشم میشد. تا این اواخر بعدش الکلو کمکم ترک کردم. روی اوردم به استامینافن. کدیین شبی ۴ ۵ بسته می خوردم. چون ارامش و یه سر خوشی میداد. تا خوانواادم و همسرم فهمیدم و رفتم روانپزشک روانپزشک یک سری قرص نوشت ازجمله اسنترا ۱۰۰ و. تری فلو پرازین ۲ و کلردیاز پوکساید کلونازپام ۲ میلی و زولپیدم چون مشکل خوبه شدید داشتم طوری که پام میپرید تو خواب یا احساس خفگی میکردم زمانایم که عصبی یا اضطراب میگرفتم قفسه سینم سنگین و تپش قلب میگرفتم طوری یه بار دو تا از عضله های قلپ گرفت و شبانه منو بردم درمانگاه ارامبخش زدن. بهم اینم من وقتی عصبی میشم شروع میکنم به خود زنی خودمو میزنم. محکم مثلا تو سر یا پا ولی فقط خودمو. به کسی دیگه ای اسیب نمیرسونم یه بارم که عصبی بودم چند سال پیش رویه دستمو با تیغ میبریدم انگار اروم میشدم با این کار الانم من من به خاطره استامینافن. کدیین که می خوردم بدنم مقاومت. دارویی پیدا کرده مجبورم شبی به کلونازپا
مقاومت. دارویی پیدا کرده مجبورم شبی به کلونازپام ۲ ۲۰ میلی یا بیشتر بخورم زولپیدم ۶۰۷۰ میلی میخورم که بتونم شب راحت. بخوابم البته اینوو کسی نمیدونه فقط خودم میدم نمیدونم باید چی کار کنم کمک کنید. لطفا
پاسخ

دی ۳۰, ۱۳۹۵ در ۱۲:۳۲ بعد از ظهر
مشاور میگوید:

با سلام
دوست عزیز با توجه به تجربه تجاوز که بار روحی شدیدی برای افراد دارد و مصرف الکل و سوء مصرف دارو بهتر بود از ابتدا پیش روانشاس می رفتید تا علل مساله به طور خاص بررسی شود .رفتن شما نزد روانپزشک فقط باعث مصرف داروی بیشتر می شود ان هم برای شما که مستعد وابستگی دارویی هستید .د رمورد رفتارهای عصبی و خود زنی باید بگویم مشکلی اساسی است .بنده اطلاع ندارم چقدر همسر شما با شما همراه هستند و مصمم بای رفع مشکلات ولی هر دو باید حضوری مراجعه کنید و سعی کنید مسالتون ریشه یابی بشه نه اینکه برای فرار با آرامبخش و دارو یک مدت انکارش کنید چون بار بعدی با شدت بیشتری افکر منفی و مشکلات رفتاری احتمالی غلبه پیدا می کند
.موفق باشی
پاسخ

دی ۳۰, ۱۳۹۵ در ۲:۴۸ بعد از ظهر
مینا میگوید:

سلام
متاسفانه برای چندمین با متوجه خیانت همس م شدم اون فک میکنه میتونه این کاراش از من پنهون کنه ولی متاسفانه من متوجه شدم حالا از شما میخوام کمکم کنینین وراهنمایی که این موضوع رو چطور بهش بگم که دست از کاراش برداره و به خودش بیاد
پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *