نقش مشاوره در زندگی

هر انسانی نیاز به غذا و محیط امن دارد و می خواهد مورد احترام باشد و احساس ارزشمندی بنماید. همچنین هر فردی دارای علائقی است. یکی علاقه به کارهای هنری دارد و دیگری علاقه مند به فعالیت اجتماعی یا انجام امور مذهبی است. برخی از نظر بدنی توان بیشتری دارند و دسته ای دارای استعداد و توان ذهنی بالاتری هستند. در یک جمله، آمیان بایکدیگر متفاوت هستند. نمی توان انتظار داشت که همه مردم مانند هم و یکسان عمل کنند آنچه در همه آدمیان مشترک است این است که همه ی آنان می خواهند رشد و پیشرفت نمایند، با محیط خود سازگار باشند، زندگی خانوادگی خوبی داشته باشند، در شغل خود موفق باشند، فرزندان خود را به درستی تربیت نمایند و از نظر اخلاقی و معنوی به کمال مطلوب برسند.
کوشش آدمی بر آن است که زندگی او سرشار از صفا و یکرنگی باشد، با مردم رابطه ای دوستانه وصمیمانه ای داشته باشد، از عهده زندگی خانوادگی و شغلی خود برآید و بتواند مشکلات زندگی خود را حل کند. گاهی در جریان زندگی برای آدمی مشکلی رفتاری پیش می آید و او نمی تواند راه حلی برای آن بیابد. در این صورت لازم است از خدمات مشاوره ای استفاده کند. مشاوره یک رابطه دو جانبه است بین فردی که مشکلی در زندگی شخصی، تحصیلی، خانوادگی و ارتباطی دارد و نتوانسته است راه حلی برای آن بیابد و مشاوری که دارای دانش و تجربه لازم برای شناختن، تشخیص و ارائه راه حل برای این گونه مشکلات است در این رابطه دو جانبه مشاور به فرد کمک می کند تا راه حلی برای مشکل خود بیابد. مشاوره برای کمک به افراد سالم و بهنجار یعنی ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه است که برای آنان مشکلات رفتاری پیش آمده است. مشکلاتی که زندگی آنان را مختل نکرده است ولی زندگی را برای آنان سخت و ملال آور ساخته است –
مشکلاتی از قبیل این که :
چگونه با فرزندان خود رفتار کنند؟، چگونه مشکل رفتاری کودک خود را حل کنند؟، چه رشته تحصیلی را انتخاب نمایند؟،چه شغلی را انتخاب کنند؟،با چه کسی ازدواج نمایند؟، چگونه با همسر خود رفتار کنند؟، چگونه اختلافهای خانوادگی را حل کنند؟، چگونه از عهده مشکلات شغلی خود برآیند؟، چگونه با اضطرابها و افسردگیهای گذرا روبرو شوند؟

ماهیت مشاوره
مشاوره شاخه ای از روانشناسی کاربردی است و به افراد سالم در زمینه های زیر کمک می کند:
۱- مشاوره به فرد کمک می کند تا در زمینه بدنی، عاطفی، اجتماعی، ذهنی و ارزشی رشد نماید. رشد آدمی جریانی پیوسته است که از کودکی شروع می شود و تا پیری ادامه می یابد. آهنگ رشد گاهی تند و گاهی کند است. رشد بدنی با تغییرات بدنی همراه است. این تغییرات گاهی باعث برداشتهای خاص فرد از خویشتن می شود و احساس کمبود می کند. او خود را با دیگران مقایسه می کند و احساس می کند کمبودی دارد و احساس حقارت می کند. مشاور در چنین موردی به فرد کمک می کند تا تغییرات بدنی خود را بپذیرد و برداشت واقع بینانه ای از خویشتن داشته باشد.
رشد عواطف باعث شاد بودن و رضایت از زندگی و اشکال در آن باعث احساس رنجش و تنگ دلی می شود. گاهی ترسها، اضطرابها و دلواپسی ها نمی گذارند که فرد از زندگی خود لذت ببرد و تصور می کند که زندگی او بیهوده است. مشاور می تواند به فرد کمک کند تا بر ترسها، اضطرابها و دلواپسی های خود غلبه کند و بر نقاط مثبت خویش و زندگی تأکید نماید و از توانمندیهای خود در جهت باور نمودن زندگی خود استفاده کند. برخی از افراد کناره گیرند و از روبرو شدن با دیگران می ترسند. اینان مهارتهای اجتماعی ندارند. وقتی فرد از نظر اجتماعی خود را ناتوان بداند با مردم آمیزش ندارد و از آنان دوری می کند. این کناره گیری و دور شدن از جمع نه تنها باعث می شود که فرد بسیاری از موقعیتهای شغلی و اجتماعی را از دست بدهد و از پیشرفت او جلوگیری نماید بلکه باعث احساس بی مصرفی و بی ارزشی در فرد می شود. آموزش مهارتهای اجتماعی در جریان مشاوره می تواند به چنین افرادی کمک کند تا با قدرت و جرأت در جمع حاضر شوند و از اقدام به کار نهراسند و در ایجاد روابط اجتماعی با دیگران بکوشند.
گاهی فرد از نظر درسی افت پیدا می کند. پیشرفت نکردن در درس غیر از جلوگیری از رشد ذهنی به رشد عاطفی و اجتماعی فرد نیز لطمه می زند.
بسیاری از افراد استعداد خوبی دارند ولی شیوه مطالعه را نمی دانند و برای آن برنامه ریزی نمی کنند. مشاور، به فرد روش مطالعه و شیوه برنامه ریزی برای آن را آموزش می دهد. مشکلات تحصیلی را نمی توان به صورت احساسی حل کرد و راه حل آن تنبیه، سرزنش، مقایسه و پرخاش نیست.
باید در این زمینه دقت کرد که ممکن است مطلبی را یاد نگرفته باشد و یا شرایط خانوادگی و کشمکشهای آن نگذارد که دانش آموز بادقت و باحواس جمع مطالب درسی را فراگیرد باید به دانش آموز کمک کرد تا درس را فرابگیرد و بتواند آن را پس بدهد.
در جریان رشد گاهی موانعی قرار می گیرد این موانع ممکن است درونی باشد مانند این که فرد احساس محرومیت و ناکامی کند یا دچار تعارض باشد.
وقتی فرد احساس کند که به او محبت نشده است یا واقعاً مورد توجه پدر و مادر نبوده است تمام حواس او به این کمبود متوجه است و در فکر این است که چرا چنین شده و نباید چنین می بود. هجوم این افکار نمی گذارد که از وضعیت فعلی خود بهره بگیرد. در این حالت مشاور به فرد کمک می کند تا به حال وضعیت فعلی خود توجه کند و از تواناییهای فعلی خود حداکثر استفاده را بکند. موانع ممکن است بیرونی باشد. موانع خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی جزء موانع خارجی هستند. گاهی فرد پدری پرخاشگر و بد اخلاق دارد یا خودش بیکار است و یا با تبعیض در جامعه و رعایت ننمودن قانون روبرو است. در چنین وضعیتی، مشاور باید به فرد کمک کند تا با درک موقعیت به صورت منطقی با آن برخورد کند و فشار مضاعفی برخود نیاورد.
۲- مشاوره به فرد در سازگاری با موقعیتهای زندگی کمک می کند. آدمی تلاش می کند تا با محیط سازگار شود. کودک در هنگام تولد و در اولین برخورد با محیط گریه می کند. او می خواهد نفس بکشد در ابتدای هوای زیاد وارد ریه او می شود و او را ناراحت می کند بنابراین گریه می کند به تدریج یاد می گیرد که به اندازه کافی هوا به ریه خود بفرستد. همچنین کودک دهان خود را حرکت می دهد و غذا می طلبد و اگر به دست نیاورد گریه می کند. این گریه برای سازگار شدن با محیط است. یکی از مسایل عمده زندگی انسان سازگار شدن با موقعیتهای مختلف زندگی است اگر فرد نتواند خود را با شرایط محیطی سازگار نماید دچار اشکال می شود. فرد باید بتواند در محیط نیازهای خود را برآورده سازد و از امکانات محیطی استفاده کند و با افراد ارتباط برقرار نماید و از آنان کمک بگیرد.
سازگاری بامحیط خانواده مستلزم تفاهم، تبادل نظر، همکاری و همیاری همه اعضای خانواده است. سازگاری با محیط مدرسه مستلزم تبادل نظر با مدیر مدرسه، معلمان و همکلاسان است. بدون همکاری و مساعدت همگان نمی توان از محیط مدرسه بهره گرفت. سازگاری با محیط بیرونی نیازمند برخورد مناسب با دیگران و محبت و دوستی با آنان است. هر فردی باید با محیط شغلی خود نیز آشنا شود و با رعایت مقررات و قوانین کارهای خود را به خوبی انجام دهد. مشاور به افراد کمک می کند تا با اعضای خانواده خود تبادل مناسب داشته باشد، از محیط مدرسه استفاده بهینه بکند و با اجتماع و مردم درست درآمیزد و از عهده شغل و کار خود به خوبی برآیند.
۳- مشاوره به فرد کمک می کند تا تصمیم گیری مناسبی داشته باشد و راه حل درستی را انتخاب نماید. انسان در زندگی خود همیشه با تصمیم گیری و انتخاب مواجه است. حتی آنان که راهی را انتخاب نمی کنند باز تصمیم گرفته اند که چنین باشد. برخی از تصمیم گیریها ساده است. مثلاً تصمیم گیری در مورد این که کدام لباس را بپوشیم یا با چه وسیله ای سرکار برویم. این تصمیم گیریها را می توان به راحتی انجام داد و لباسی را پوشید و یا با وسیله ای سرکار رفت. بعضی از تصمیم گیریها مشکل است. تصمیم گیری در مورد این که فرد به کدام رشته تحصیلی برود یا تصمیم در مورد این که به کدام مدرسه برود یا تصمیم گیری در مورد این که با چه کسی فرد ازدواج کند و یا تصمیم در مورد انتخاب شغل . این گونه تصمیم گیریها را نمی توان به سادگی انجام داد و اشتباه در آن عواقب ناگواری را به دنبال دارد. بعضی از تصمیم گیریها مشکل تر است.


مثلاً تصمیم گیری در مورد تغییر رشته تحصیلی، تصمیم گیری در مورد تغییر شغل و یا جدا شدن از همسر. مشاور به فرد کمک می کند تا با بررسی مشکل به راه حل مناسب برسد و آن را انتخاب نماید. مشاور فرایند تصمیم گیری را به فرد آموزش می دهد. آموزش فرآیند تصمیم گیری می تواند در بسیاری از مشکلات تحصیلی، شغلی و خانواده به کار آید. در این فرایند ابتدا مشکل تعریف می شود و دقیقاً مشخص می گردد که مشکل چیست. آن گاه راه حلهای برای آن مشکل پیشنهاد می شود. آن گاه از بین راه حلها، راه حلی که عملی تر، مفیدتر و موثرتر برای حل مشکل است انتخاب می شود. بسیاری از افراد مشکل خود را روشن و مشخص نمی کنند یا تنها به یک راه می اندیشند و یا به راه حلهای ایده آل و غیرقابل وصول توجه دارندو به واقعیتها و امکانات خود توجه نمی کنند در این صورت نمی توانند تصمیم گیری کنند.
۴- مشاوره به فرد کمکی کند تا رابطه خانوادگی. اجتماعی مناسبی داشته باشد رابطه با دیگران و تبادل نظر با آنان جزء جدایی ناپذیر زندگی اجتماعی است. رابطه با دیگران می تواند باز، صادقانه و صمیمی باشد. و می تواند مبهم، خشک و ریاکارانه باشد. وقتی اعضای خانواده با یکدیگر صادقانه و دوستانه باشد فضایی گرم و صمیمی ایجاد می شود که همه اعضای خانواده در بودن در آن فضا با یکدیگر لذت می برند. رابطه مبهم و خشک، اعضای خانواده را از یکدیگر دور می کند و آنان احساس تعلق به خانواده نمی کنند. هرچه روابط اجتماعی صادقانه تر و بی ریاتر باسد و در آن احترام و تفاهم متقابل وجود داشته باشد افراد نسبت به یکدیگر احساس همبستگی بیشتر می کنند و علاقه بیشتری به دوام و بقای چنین روابطی دارند. مشاور به اعضای خانواده افراد کمک می کند با رابطه ای توأم با درک و فهم متقابل و ارزش نهادن به یکدیگر داشته باشند.
مشاور شرایطی را ایجاد می کند که در آن افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و به راحتی به گفتگو و تبادل نظر بپردازند. برای ایجاد رابطه مناسب بین افراد لازم است که مشاور:
الف) هماهنگ عمل کند و گفتار و رفتار او همخوانی داشته باشد. یعنی به آنچه می گوید خودش هم عمل کند.
ب) بی ریا باشد و نقش بازی نکند.
ج) رازدار باشد.
د) افراد را آن گونه که هستند بپذیرد و به آنان احترام بگذارد.
ه) مشکل افراد را درک کند و با آنان همدلی داشته باشد.
با بودن این خصوصیات شرایطی ایجاد می شود که افراد احساس امنیت می نمایند و مشکلات خود را به راحتی مطرح سازند و با استفاده از تجارب مشاور به راه حلی برای مشکل خود دست می یابند.
۵- مشاور به فرد کمک می کند تا در اصلاح و تغییر رفتار خود اقدام کند. با استغنا نمودن رفتارهای ارثی و رفتارهای زیستی که تحت تأثیر هورمونها و تغییرات شیمیایی بدن قرار دارد، غالب رفتارهای آدمیان یاد گرفته شده است. آدمی یاد می گیرد که حرف بزند، لباس بپوشد، غذا بخورد، بخوابد، بنویسد … .
رفتار فرد تحت تأثیر محیط خانواده، محیط بیرون، محیط آموزشی و وسایل ارتباط جمعی قرار دارد. همانگونه که افراد رفتار درست را فرا میگیرند رفتارهای نادرست را نیز یاد می گیرند مثلاً کودکان یاد می گیرند که گریه کنند، نق بزنند، پرخاشگر باشند، قهر کنند، بی انضباط باشند و … .
مشاور به فرد کمک می کند تا از شیوه یادگیری رفتار نادرست آگاه شود و با استفاده از روشهای تغییر رفتار به اصلاح آنان بپردازد. بررسیها نشان داده است که:
• اغلب رفتارهای آدمیان یاد گرفته شده است.
• رفتار یاد گرفته شده برای فرد نتیجه بازدهی دارد و با انجام آن به نتیجه دلخواه می رسد.
• تا زمانی که این بازدهی و نتیجه برای فرد باشد آن رفتار ادامه می یابد و تکرار می شود.
• رفتار یاد گرفته شده را می توان تغییر داد.
• برای تغییر رفتار باید از روشهایی استفاده کرد که باعث ادامه رفتار نادرست نشود.
• از روشهای نادرست برای تغییر رفتار نباید استفاده کرد.
مثلاً نق زدن کودک رفتاری یاد گرفته شده است و کودک با نق زدن به نتیجه دلخواه خود رسد. یعنی توجه مادر را نق زدن جلب کرده و یا آنچه را می خواسته دریافت نموده است و به شکلات، شیرینی و بستنی دلخواه خود رسیده است. چون کودک با نق زدن آنچه را خواسته بدست آورده است مجدداً نق می زند تا به آن نتیجه برسد. اگر کودک احساس کند که با نق زدن به نتیجه نمی رسد مطمئناً این کار را ادامه نخواهد کرد برای تغییر دادن رفتار نق زدن کودک باید به این رفتار توجه نکرد و با نق زدن چیزی به او نداد تا رفتار نق زدن خاموش شود. گریه کردن و پرخاشگری هم همینطور است. وقتی کودک با گریه و پرخاش به نتیجه نرسید آن را رها می کند. از تنبیه بدنی برای تغییر دادن رفتار نباید استفاده کرد زیرا غالباً خود را مستحق آن نمی داند و از طرفی بین تنبیه بدنی و رفتار خود رابطه ای برقرار نمی کند و نمی داند چنین رفتاری تنبیه بدنی شده است مثلاً چرا برای درس نخواندن کتک خوده است. بهتر بود او را وادار به درس خواندن و تشویق به آن می کردند.
در یادگیری رفتار الگوها و سرمشق نقش اساسی دارند. پدران و مادران و مربیان می توانند الگوها و سرمشقهای خوبی برای فرزندان و دانش آموزان باشند. رفتار سرمشق به وسیله فرزند و دانش آموزمشاهده می شود سپس آند رفتار مدل و الگو قرار می گیرد و با پیروی از آن فرزند و ذانش آموز رفتار درست و نادرست را یاد می گیرند.